Hod Lipson demonstrates a few of his cool little robots, which have the ability to learn, understand themselves and even self-replicate.
این تصویر امروز بر روی درگاه تارنمای معتبر نشنال جیوگرافیک قرار گرفته و در شمار ۵ تصویر برتر هفته جای دارد.
تصویری که روزگار ۱۷ اردیبهشت (۷ می) ۱۳۸۸ سرزمین سوختهای را در استرالیا نشان میدهد که کمتر از سه ماه پیش (۹ فوریه ۲۰۰۹) اینچنین در آتش سوخت و با خود جان ۱۷۳ انسان را هم گرفت و بیش از دو هزار خانه را سوزاند … اما امروز دوباره دارد میروید و تو میتوانی شوق رویش دوباره و برق آن رنگ سبز دوستداشتنی را باز هم بر خاکستر آن زمین نفرین شده ببینی و اوج بکشی … اگر که یادت باشد، زندگی همواره و در سختترین شرایط کوره راههایی از امید دارد تا به آدمهای مثبتاندیشش ارایه دهد …
More »
دعاي بسيار زيبايي از حضرت رسول (ص) در شب نيمه شعبان:
سجد لك سوادي و خيالي و آمن بك فوادي هذه يداي و ما جنيت علي نفسي يا عظيم ترجي لكل عظيم اغفر لي العظيم فانه لا يغفر الذنب العظيم الا الرب العظيم .
سجده كند براي تو سراپاي وجود و خيالم ، و معتقد است به تو دلم ، اين است هر دو دستم و هر چه جنايت كردم بر خودم ، اي بزرگواري كه اميد به اوست براي هر بزرگي ، بيامرز برايم گناهان بزرگ را زيرا گناه بزرگ را جز پروردگار بزرگ نمي آمرزد .
|
دکتر علی شریعتی انسان ها را به چهار دسته تقسیم می کند: 1-آن هایی که وقتی هستند،هستند و وقتی نیستند هم نیستند: عمده آدم ها حضورشان مبتنی بر فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن هاست که قابل فهم می شوند.بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند. 2- آن هایی که وقتی هستند،نیستند و وقتی نیستند هم نیستند: مردگانی متحرک در جهان. خودفروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند.بی شخصیت اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی آیند. مرده و زنده شان یکی است. |
|
خدایا! از من در گذر آن چه را از من بدان داناتری و اگر بار دیگر بدان بازگردم تو نیز به بخشایش بازگرد. خدایا! آن چه از اعمال نیکو که تصمیم گرفتم و انجام ندادم ببخشای. خدایا! ببخشای آن چه را که با زبان به تو نزدیک شدم، ولی با قلب آن را ترک کردم. خدایا! ببخشای نگاه های اشارت آمیز، و سخنان بی فایده، و خواسته های بی مورد دل، و لغزش های زبان را. (نهج البلاغه، خطبه 78) |
|
خدایا! آن گاه که می خوانمت، صدای مرا بشنو؛ به من نگاه کن وقتی با تو راز و نیاز می کنم؛ که من گریخته ام به سوی تو اینک و در میان دست های توام، خسته و درمانده و زمین گیر؛ در آغوش تو زار زار گریه می کنم و همه امیدم به توست و آنچه نزد تو. تو می دانی که در درون من چه می گذرد؛ تو از نیازهای من باخبری؛ تو مرا خوب می شناسی.و هیچ چیز از تو پوشیده نیست. تو می دانی که من اکنون در کجای هستی ایستاده ام؛ به کدام سو خواهم رفت، در کجا اقامت خواهم کرد و گاهِ بازگشتن من کجاست. تو می دانی که من چگونه زبان خواهم گشود و از تو چه خواهم خواست. تو می دانی که من، برای سرانجام و عاقبتم به کجا دل بسته ام. تقدیر تو بر من جاری شده است… گزیده ای از مناجات شعبانیه |

Categories
Tag Cloud
Blog RSS
Comments RSS
Last 50 Posts
Back
Back
Void
Life « Default
Earth
Wind
Water
Fire
Light 